Wednesday, January 16, 2008

a peaceful night after a flood

- من نمی دونم این خصلت دشمن شوی چیه که من جدیدا پیدا کردم!!! یهو از یکی خوشم نمی یاد که نمی یاد!!! حتی اگه نشناسمش هم!!! یواش یواش دارم اینکه" فرکانسها به هم نمی خورن" رو باور می کنم...

-خصوصیت بعدی اظهار نظر های جامعه شناختیه! بعضی موقع ها اظهار نظرهایی می کنم که آقای جامعه شناس کف می کنه.. (مگه نه؟؟؟) حالا دارم سانسور می کنم شاید بعدا نوشتم


- آقا این سوپروایزر ما هرچی هم آدم بیزی و گاهی اوقات بداخلاق مودی هم که باشه...آدم توپیه!! کافیه یه سوال بکنی با چنان آرامشی نگات می کنه که اگه جواب نده هم اوکیی...ولی جواب هم می ده اون هم از جنبه ای که اصلا به ذهنت نرسیده!

- البته منم اگه بودم و جلوم یه دختر کوچولویی باشه که همش وول می خوره که بفهمه و من هم یه عالمه کتاب خونده باشم و پیپر در کرده باشم...همین کار رو می کردم احتمالا


Sonay Ardi at 12:37 AM

0comments

0 Comments

Post a Comment

She lay in bed all night,

watching the colours change