Tuesday, August 01, 2006
خوب مثل بچههات ميمونن ...چون يهجايي بايد آزادشون بذاري برن... كه ديگه به تو وابسته نباشن...كه ديگه تو هم بهشون وابسته نباشي...
ولي اين وسط خودت بچهتر از همهيي كه!!!!
بايد بدم اين شير فلكه چشا رو ببندن...بيخودي همش ميريزه!
چند وقت پيش بود كه داشتم به يه دوستي ميگفتم كه هركسي براي زندگيش يه جايي بايد يه مبارزهاي كنه...من ...تا حالا هميشه راحته رو انتخاب كردم و از اينكه اون موقع برسه در واقع وحشت داشتم...
بايد بخوابم..
Sonay Ardi at 11:52 PM
1 Comments
- at Saturday, August 05, 2006 10:19:00 PM said...
Pir mard'o Darya ro doost daram. mobareze kard va ...
