Monday, July 17, 2006

May Lord...

امسال اولين باري بود كه تو روز مادر مامان پيشم نبود! ولي خدا رو شكر كه حالشون خوبه و روبه‌راهن....
مامانا روزتون مبارك....
...
مي‌شه كه آدم انقدر فكر نكنه!!!؟؟ ديگه از مغز درد هم گذشته! الان ديگه فكر درد دارم....چقدر بايد فكر كنم كه چقدر حرف بزنم!!!؟؟؟؟...
The Butterfly Effect رو ديدين!!؟از اون فيلما بود كه بعدش در مورد ماهيت خودم هم شك كردم...قبلا در مورد The Others هم همين حس رو داشتم...
دوست دارم همين‌جور بنويسم شايد از فكرام كم شه ولي نمي‌شه!!! فنچولكا صبح منتظرمن!

Sonay Ardi at 1:44 AM

3comments

3 Comments

at Monday, July 17, 2006 11:12:00 PM Anonymous Anonymous said...

in Butterfly Effect ro man nadidam.be man bede bebinam.

 
at Monday, July 17, 2006 11:49:00 PM Blogger Sonay Ardi said...

ali on TV didam...vali age peyda kardam migam..

 
at Thursday, July 20, 2006 2:28:00 PM Anonymous Anonymous said...

من راه خانه‌ام را گم کرده‌ام اسامي آسان کسانم را نامم را، دريا و رنگ روسري ترا، ري‌را ديگر چيزي به ذهنم نمي‌رسد حتي همان چند چراغ دور که در خواب مسافرانْ مرده بودند! من راه خانه‌ام را گم کرده‌ام آقايان چرا مي‌پرسيد از پروانه و خيزران چه خبر چه ربطي ميان پروانه و خيزران ديده‌ايد شما کيستيد از کجا آمده‌ايد کي از راه رسيده‌ايد چرا بي‌چراغ سخن مي‌گوئيد اين همه علامت سوال براي چيست مگر من آشناي شمايم که به آن سوي کوچه دعوتم مي‌کنيد؟ من که کاري نکرده‌ام فقط از ميان تمام نامها نمي‌دانم از چه "ري‌را" را فراموش نکرده‌ام آيا قناعت به سهم ستاره از نشانيِ راه چيزي از جُرم رفتن به سوي رويا را کم نخواهد کرد؟

 

Post a Comment

She lay in bed all night,

watching the colours change