Monday, June 26, 2006
حذياناط شب طهويل كار
آخه يكي نيست بگه بچهجون تو كه فردا بايد لكچر بدي....هنوز هم كارت تموم نشده....فردا از صبح هم كه ميري باز با فنچولكها سر و كله بزني...و ساعت تموم شدن كارت هم كه يك ساعت بعد از شروع كلاسته...كلي هم هپلي و كثيفي ...الان اينجا چيكار ميكني!!!!!؟
بقول مامان هميشه ميري كارهاي گندهتر از كلهت برميداري بعد گير ميكني توش...آخه تو رو چه به پيدا كردن ريشههاي لغوي و
تاريخي موضوع!!!!!؟ يه تكنيك بردار و همونطور كه قرار بود لكچرت رو بده ديگه!!!؟
اينجاسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست كه بايد گفت كه ...من فرق دارم!...خداييش موجود خارقالعادهاي هستم!؟
(اگه اينو ننويسم و بعدا نباشه كه بخونم ،ميميرم)...
مطمئنم كه همه دوستاني كه منو ميخونن، ميدونن كه براي اولين بار در سال گذشته بود كه لقب "خودشيفته" از طرف دوستان به من اعطا شد .پيرو اين لقب اخيرا واژه جديدي به بنده منسوب شده كه هر وقت يادم ميافته از خنده رودهبر ميشم و اون هم واژه بسيار زيبا و استادانه ساخته شده "خودگيركرده" هست ((((((((((((((((((((((: يعني من موجودي هستم يا مشكل خودشيفتگي و خودگيركردگي...بنابراين زياد متعجب نشيد!
Sonay Ardi at 12:05 AM
1 Comments
- at Tuesday, July 04, 2006 5:47:00 AM Nanni said...
Nice!! sometimes.. blogging is the only thing that i really want to do
