Tuesday, March 28, 2006

دلم برات تنگ شده بود، خودم!!ه


سلامي نو در سالي نو!!!!! احوال دوستان!؟ ايشالله سال خوبي براي همه‌مون باشه...
بالاخره بعد از سفرهاي متعدد فرصت كردم كه اولين جلوه‌هاي بهاري رو در عناصر موجود در اتاقم ببينم...ه
مثلا اين جلوه بهاري، در بالكن اتاقم! ( به خدا اين عكس رو از گلهاي حاضر در بالكن اتاقم گرفتم نه از يه بيشه پرگل...)ه


توي سفر هم اين عشق... دست از سر ما بر نداشت...همونطور كه سوژه اصلي رو در تصوير مشاهده مي‌كنين.... قريب به 1 ساعت پاي بادگير، زير آفتاب و در 50 سانتي‌متر مكعب سايه موجود نشستم تا شايد چند پله پايين‌تر بيان ولي آقا تنزل نكردن!ه


اصولا خيلي حرفا با خودم زدم مخصوصا وقتي مي‌توني سرت رو بچسبوني به شيشه ماشين و جاده خشك و نمكي رو ببيني كه داره با سرعت رد مي‌شه وهيچي جز خاك نداره، خيلي حرف مي‌زني با خودت، ولي حيف كه الان يادم نمي‌ياد! اما مطمئنم يواش يواش يادم مي‌افته...منتظر باشين (: ه

...

  • در ضمن ببينين آجي خانوم چه چيز باحالي برام فرستاده
  • Sonay Ardi at 10:59 PM

    1comments

    1 Comments

    at Wednesday, March 29, 2006 12:31:00 PM Anonymous Anonymous said...

    Welcome back. Axhaatam kheyli naazan.

     

    Post a Comment

    She lay in bed all night,

    watching the colours change