Monday, March 13, 2006
يه سال ديگه تموم شد!!؟
چه آتشی ،چه آتشی ، چه پیچ و تاب دلکشی
جرقه ها ، ستاره های زرنشان
زبانه ها ، شراره های زرفشان
ستاره بارد از زمین بر آسمان و کهکشان
صدای خشک سوختن
نوید می دهد به من ، که می رسی به جان ز تن
اگر رهی ز خویشتن
براي چهارشنبه سوري دارم ميرم ولايت...خوشحالم. اميدوارم به همه خوش بگذره...مخصوصا براي شما خواهر خوبم!!ه
(از دوستي كه چند خط بالايي رو در دسترسم قرار داد ممنونم...)ه
بعد از ظهر تو تلويزيون پيرزني رو نشون ميداد كه توي يه دهي با پليكان ها دوست شده و براشون حتي جوراب بافته تا تو برفا پاشون يخ نزنه...
فكر ميكنم گذشته از حس حيوان دوستي كه در اكثر آدما هست اين پيرزن تنها بود وگرنه تا اين حد وابسته اونا نميشد...
من هم از تنهايي ميترسم...لطفا تنهام نذارين دوستام....و فراموشم نكنين(البته اينوفقط بخاطر اين يه هفتهاي كه نيستم نميگما نخندين...)ه
Sonay Ardi at 2:17 AM
4 Comments
- at Monday, March 13, 2006 2:47:00 AM said...
akheyyyyy... mishe vase manam joorab bebafi ke too vancouver e sard sarmaa nakhoram? :D;;)
- at Monday, March 13, 2006 11:40:00 AM said...
Vancouver ke sard nist aslan, miduni emruz ke umadam birun, damaa cheghadr bud???
-13 unam vasate March :(
Dar zemn khaahare golam khosh begzare va movaazebe khodet baash.- at Monday, March 13, 2006 2:15:00 PM said...
Have a nice trip. Too Velaayat be tooti haa begoo ke injaa 2 taa tooti ... ;)
- at Monday, March 13, 2006 9:17:00 PM said...
salam rangarang jan,merci babat e peyghame ghashanget,omidvaram har ja hasti shad bashi...
maman e Viana
