Wednesday, February 08, 2006

بازخواني خودم

چند ماه از شروع وبلاگ‌نويسي‌م گذشته ولي هنوز نوشته‌هام منو ارضا نمي‌كنه!!!؟ وبلاگ‌نويسي رو شروع كردم چون مي‌خواستم به خودم عينيت بدم، هم براي خودم و هم براي اطرافيونم. خيلي خوبه كه بتونم نظر كسايي كه نوشته‌هام رو مي‌خونن بدونم. در دوره‌هاي مختلف زندگي 22 ساله‌م (خيلي سن دارم نه!؟) به طرق مختلف به خودم عينيت بخشيدم. بهترينش هم كه خيلي دلم براش تنگ شده نقاشي بوده. يادم نمي‌ياد چطور ولي مي‌دونم كه اين روش رو مامان يادم داد با اينكه نقاشي كردن رو از بابا ياد گرفتم!!؟ ولي توي اين 4-5 سال به قدري در دانشگاه غرق شده‌م كه حس مي‌كنم كاملا تك بعدي شدم. حالا بگذريم ، چند وقتيه فكر نقاشي كردن دوباره اومده تو كللم ايشالا همتش هم مي‌رسه. ولي مقصودم از اين نوشته ها صحبت در مورد نقاشي نبود،بلكه آخرين روش اكتشافي‌م براي اين عينيت بخشيدن بود...صحبتم در مورد "خودم بودن" ه. "خودم بودن " مخصوصا وقتي قراره وبلاگت رو كساني بخونن كه از نزديك مي‌شناسنت، سخته..همش بايد مواظب باشي كه يه جايي به يه چيزي بر نخوري..هر چند از وقتي كه يادمون مي‌ياد هميشه مي‌دونستيم كه بايد يه سري از دانسته‌هامون رو براي خودمون نگه داريم..ولي اينجوري كه من،من نيستم!!؟ وقتي كه بخوام همش از اينور و اونور نوشته‌هام بزنم ديگه بازخواني خودم هم فايده‌اي نداره، اونجوري بيشتر از دست خودم ناراضي مي‌شم.س
..

Sonay Ardi at 12:32 PM

2comments

2 Comments

at Thursday, February 09, 2006 12:41:00 AM Anonymous Anonymous said...

ببينم تا چند سال ديگه راحت سنت رو می گی :D

 
at Friday, February 10, 2006 10:19:00 PM Anonymous Anonymous said...

What that professor said was very wise. chasbid! thanx:)

Anar
Thoughts

 

Post a Comment

She lay in bed all night,

watching the colours change