Sunday, November 27, 2005
بابا مميز رفت!!
ديشب اصلا نرسيدم بنويسم... ولي تاثرم بقدري بود كه مي خواستم يه جايي اعلام كنم.. مميز رو از طريق بابا و با كتاب نمادها و نشانهها شناختم.. و اينكه هنرمند بزرگيه!!مي دونين كه اگه بابا اينو بگه، تو ذهن من ديگه حالت ديگه اي نمي تونه داشته باشه.. فكر مي كنم اين قضيه مربوط مي شه به دوران راهنماييم.. و اولين موفقيت هاي هنريم در وسع خودم
چند سال پيش تو حياط دانشگاه تهران ديدمش.. دلم مي خواست برم و گوشه كت كتان سبز (ارتشي) رنگش رو بكشم و بگم :سلام بابا مميز من شما رو مي شناسم و مهمتر از همه، بابام ازتون خيلي تعريف كرده
ولي واقعا مگه چقدر مي شناختمش و يا مي شناسمش!؟
فكر مي كنين كه واقعا چقدر فرصت داريم كه آدمها رو بشناسيم!؟ چقدر فرصت داريم كه مامان و بابا ،... دوستهامون رو بشناسيم.. چه برسه به مميز!!؟ نمي دونم چرا هرچي قورباغه رو قورت مي دم باز هم يه كارهايي هست كه بهش نمي رسم!؟
Sonay Ardi at 11:48 PM
1 Comments
- at Tuesday, November 29, 2005 1:53:00 PM said...
eeeeeeeeeeeeee,che bad, :-(
