Thursday, September 18, 2008

چه یک ماه سختی!هم می گذره و هم نمی گذره...

Sonay Ardi at 11:21 PM

4comments

Saturday, September 13, 2008

اینجا باز نمی شد....
دخترم رو از دست دادم...بعد از دو سال و خورده ای دارم نقطه پایان یه رابطه رو می ذارم...و این رو نمی خوام با هیچ کس سهیم بشم نمی خوام با هیچ کس حرف بزنم...فقط دلم بغل بابا رو می خواد....و سر گذاشتن رو پاهای مامان رو که هیچ وقت از دستت خسته نمی شه...راستی گفته بودم که کلاغ دوباره وارد زندگی م شد؟؟ ولی علی رغم همه چی فردا بهش می گم که بره...

Sonay Ardi at 11:45 PM

2comments

She lay in bed all night,

watching the colours change