Thursday, December 29, 2005

ثبت وقايع روزانه 1

امروز چمران رو كه پايين مي‌اومدم، به سمت پل گيشا صحنه‌اي مشابه اين ديدم.. فكر مي‌كنم آقاهه فكر كرده بود
همونجا فرودگاهه و از ماشين پياده شده بود!!!!!؟؟؟

Sonay Ardi at 12:58 AM

3comments

Wednesday, December 28, 2005

اومي‌خواهد كه اين رويا دلنشين باشد

ما بخشي از روياي "او" هستيم و "او" مي‌خواهد كه اين رويا دلنشين باشد. اما اگر ما بپذيريم كه ما را براي سعادت خلق كرده است بايد قبول كنيم كه هر چه ما را به سوي غم و شكست مي راند تقصير خود ماست
اما كساني كه مي فهمند و مي‌پذيرند... آنها جهان را عوض مي‌كنند. به قيمت قرباني‌هاي عظيم ،فداكاري‌هاي عظيم

Sonay Ardi at 12:15 AM

1comments

Sunday, December 25, 2005

با كمي تاخير، شب يلدا


براي شب يلدا مراسمي توي دانشگاه ترتيب داديم... مراسمي همراه با موسيقي و خنده و حافظ و صحبت‌هاي استاد جعفري
با وجود اينكه استارت اين برنامه رو فقط يك هفته قبل از شب يلدا زديم و همش 5 نفر ثابت مسئول برگزاري بوديم و پوستر رو فقط روز قبل از شب يلدا آماده كرده بوديم، آدمهاي زيادي اومده بودن... انقدر كه آمفي‌‌تئاتر پر بود و حتي روي پله‌هاي سن هم نشسته بوديم
!!!!!ولي با ديدن گزارش‌هايي از برنامه بچه‌هاي چلچراغ به اين نتيجه رسيدم كه همچين حركت مهمي هم انجام نداديم
اين هم

كه ديگه چه عرض كنم!!!؟

Sonay Ardi at 10:55 PM

2comments

Monday, December 19, 2005

مي‌گويي
چيزي كه ويرانمان مي‌كند
پاييز نيست
حوصله‌هاي كوچك و آرزوهاي بزرگ ماست
و ريگ‌هاي تمامي درياها را هم كه شمار كني
هميشه از آرزوهاي انساني خلاصه‌ترند

Sonay Ardi at 12:20 AM

2comments

Sunday, December 18, 2005

ديدين براتون بارون آوردم؟!؟

ديدين براتون بارون آوردم!؟ مي‌دونين چجوري؟! از اونجا تا اينجا(شمال تا تهران) همش گفتم: ابرا بياين بياين بياين بياين
با اينكه بارون باريد ولي سنسورهام مي گفتن كه امروز هوا باز سنگين بود!؟ آخه حيف بال هام نيست كه تو اين هوا كثيف شن؟

Sonay Ardi at 1:38 AM

0comments

Saturday, December 17, 2005

The weekend!


جاي همه خالي كه آخر هفته رو به قول بابا چند روزي از فلك دزديديم و رفتيم شمال!!!‌واقعا بعد از حدود 10 روز تحمل آلودگي هواي تهران خيلي چسبيد... براي دوستاني هم كه جاشون رو خالي كردم ويا همه دوستاني كه با خوندن اين سطور دلشون خواسته كه اونها هم شمال مي بودن و خداي ناكرده در اعماق دلهاي پاكشون اقدام به جاري نمودن ناسزا كرده اند هم، گوش ماهي آوردم. هر كي سهم گوشماهي شو مي خواد با من تماس بگيره
بگم چيكارها كردم!؟؟بيشتر دلتون نسوزه!!؟؟
اولا كه 4-5 ساعتي تو ساحل نشستم و كتاب خوندم... اون هم چه كتابي!!
@-)Hospital and healthcare facility design..ولي خداييش خيلي حال داد
دوما فيلمي از تمام كولي هاي روي زمين... يعني موسيقي شون ،‌رقصشون
سوما موزيك گوش دادم يه عالمه تا
چهارما عكس گرفتم دو عالمه تا
پنجما هم كارهاي ديگه‌اي هم كردم كه بماند. ولي همشون كارهاي خوب بود البته از روي صخره ها سر خوردم و دستم هم زخمي شد ولي نوش بود :))
ولي جاده خيلي شلوغ بود مثل اين فيلمهايي كه ساكنين شهر دارن از حمله سوسك‌ها به شهرشون فرار مي كنن. خوشبختانه وقتي رسيديم تهران و سنسورهامون رو بكار انداختيم متوجه تميز شدن نسبي هوا شديم از اون مهمتر هم كه الان داره بارون مي باره :)

Sonay Ardi at 12:00 AM

0comments

Sunday, December 11, 2005

هذيون...

Some goes while should stay!
Another insists on staying when should go!!
One expected to come,didn't do!!!
Another came while wasn't expected!!!!
So what is the next?!
پيدا كنيد پرتقال فروش را!!!!!؟؟؟؟
1-
نمي دونم چرا امشب طبع شاعر گونه انگليسيم گل كرد...!!!؟؟؟؟كلا روز خسته كننده اي بود.. از اون روزا كه فرشته ها كم مي يان پايين... احتمالا اون ها هم به خاطر آلودگي هوا فعلا دور تهران رو خط كشيدن چون نمي تونن فرود بيان ... دست
تنهاموندم...دوستام بياين ديگه؟!!؟
2-
يكي ازبه قول معروف شهداي سقوط سي 130 از بچه هاي عكاسي81 دانشگاه خودمون بود... امروز يراش كلي مراسم گرفتن و
تالار فارابي پر بود از ادمهاي مشهور و نان-مشهور... نمي دونم چطور ممكنه به آدمي كه داره مي ره دنبال يه كاري، چه حرفه‌اي چه دانشجويي و ... و هدف و فكر خاص ديگه اي جز انجام يك سري كارهاي معمولي، شايد كمي هيجان انگيز، نداره و مثل تمام مسافرتهاي ديگه اقدام به سفر ميكنه و به كساني كه چشم براهشن مي گه فلان روز بر مي گردم و...( واي ديگه جمله تو تموم كن..) ،بشه گفت كه داوطلبانه مرگ رو انتخاب كرده و به سوي شهادت پر گشوده؟!! داوطلبي مگه زماني نيست كه آدم بدونه قراره بلايي
سرش بيادو به خاطر يه سري ارزش و دليل و اعتقاد داوطلبانه به آغوشش بره؟! مثل همون كاري كه تو جنگ مي كردن؟!؟ ‌

Sonay Ardi at 12:13 AM

1comments

Friday, December 09, 2005

C130!


خودمون خودمون رو زديم!!!!!!؟؟؟؟؟؟

Sonay Ardi at 12:30 AM

0comments

Sunday, December 04, 2005

سورپرايز سر شبمون

يه اتفاق بسيارررررررر باحال....امشب يكي از دوستهام كه تورنتو زندگي مي كنه به طرز بسيار سورپرايزكننده اي كه فقط مختص به خودشه و مطمئنم تا عمر داره تركش نمي كنه... ساعت23:30 در خونه مون رو زد؟!!!!!!؟؟؟؟ و من به طرز بسيار سورپرايز شده‌اي ديدم كه بعد از حدود 6 ماه بي سرو صدا اومده و يكي يكي داره سورپرايزمون مي كنه.... تا 1 ساعت بعدش ،كه بشه الان، هنوز شوكش برطرف نشده بود

Sonay Ardi at 12:36 AM

0comments

Thursday, December 01, 2005

بابا مميز رفت






Sonay Ardi at 12:47 AM

0comments

She lay in bed all night,

watching the colours change